شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
96
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
افلاس و مصيبت و اندوه و درد و صبر وقت فوت [ 30 - الف ] دوستان . 10 ، 105 - و گفت : كسى كه مال را به ستايش خود ندهد « 78 » ، بهره از آن مال كسى مىبرد كه ستايش او نكند . 10 ، 106 - التماس نمود ازو شخص احمقى ضعيف عقلى كه پيش تو باشم ، گفت « 79 » : عقل تو دشمن مىدارد كسى را كه نفع به تو رساند ، پس طمع مدار در اينكه من پيش تو باشم و به بيمارى گرفتار شوم . 10 ، 107 - و گفت : كسى كه نفس خود را به سبب جهل و كاهلى سياه و تاريك ساخته باشد ، مرگ اولى و انسب است به حال او « 80 » . 10 ، 108 - و گفت : بايد كه سيرت بد هر كافر « 81 » نعمت ترا باز ندارد از كردارهاى ستوده . 10 ، 109 - و گفت : همگى در باطن خود مشغول به ذكر باش ، چه كافهء مردمان از براى ذكر و فكرهاى نيكو آفريده شدهاند و اندكى از ايشان به اين مرتبهء عليا مىرسند ، و متمكن مىشوند بر شكيبائى درين مقام . 10 ، 110 - و گفت : نفس پاك كه به عالم قدس او را مناسبتى بهم رسيده باشد چيزى از لذتهاى ارضى موافق طبع او نخواهد بود . 10 ، 111 - و گفت : كسى كه جميع زمان خود را صرف ذكر و طاعت حق سبحانه و تعالى سازد ، سزاوار است كه اميد و خواهش او هميشه از براى خدا باشد . 10 ، 112 - و گفت : خوشحال شو از كسى كه ترا در كسب كمال مدد كند ، و يارى دهد نه از كسى كه بر تو تكبر كند و بزرگى « 82 » نمايد .
--> ( 78 ) - نسخهها : بدهد . متن عربى : منع . ( 79 ) - اساس : « گفت » ندارد . ( 80 ) - د : خود را سياه و تيره گردانيد به نادانى و كسالت مرگ به حال او اصلح است از زندگانى به چنين بطالت . ( 81 ) - د ، ت : سيرت مرد كافر ، اساس و س : مر كافر . ( 82 ) - اساس ، س و ت : بزرگ نمايد .